• وبلاگ : دارم از تو مي نويسم ...
  • يادداشت : (شب عاشقانه ها ( رجعت سرخ ستاره
  • نظرات : 3 خصوصي ، 80 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    مادرم آماده مي شود به بهشت زهرا برود

    آمروز پسر همسايه مان شهيد شد

    اما اين باعث نمي شود كه ساسان

    دوستانش را به قهوه و اسب سواري دعوت نكند

    و براي سگش بستني نخرد

    شاپورخان اما عاشق فيلم هاي سرخ پوستي است

    و اين را از افتخاراتش ميداند

    كه در آمريكا همبرگر را درست تلفظ كرده است

    شاپورخان به مشتري هايش سيگار وينستون تعارف ميكند

    و مطمئن است كه قيمت سكه و طلا پايين نمي آيد

    او فكر مي كند هنوز هم خرمشهر

    دست عراقي هاست !

    و چقدر خوشحال است كه پسرش را معاف كرده اند

    به خانه بر مي گردم

    تلويزيون دعا بي نام و نشان ها ميخواند

    بعضي اوقات خاموشي هم چيز بدي نيست

    امسال به ساعت هاي كاسيو اطمينان كرديم

    و نماز صبحمان قضا شد !

    امسال متولي هاي مسجد و امام زاده با هم مسابقه گذاشتند

    و همه از رساله امام يك جور سوال دادند

    تلويزيون هاي رنگي

    سشوار

    هدف بالا بردن معلومات است

    كودكان شش ماهه هم مي توانند شركت كنند
    ...