سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
قیصر امین پور ترانه باران حرمت درد غم بهانه گریه دستور زبان عشق - دارم از تو می نویسم ...
[ و فرمود : ] از خدا بترسید ، ترسیدن وارسته‏اى که دامن به کمر زده و خود را آماده ساخته ، و در فرصتى که داشته کوشیده و ترسان به راه بندگى تاخته و نگریسته است در آنجا که رخت بایدش کشید و پایان کار و عاقبتى که بدان خواهد رسید . [نهج البلاغه]



ارسال شده توسط تندیس تنهایی در 23/12/89:: 5:46 صبح

سلام
دیروز بارون بارید .. اونم چه بارونی .. از اون بارونا که دل آدمو می بره .. با اینکه سرما خورده بودم زدم بیرون .. بدون چتر .. بدون سرپناه!!! .. خودم بودم و خودم .. خیلی وقته هوای خودم بارونیه .. این بارون هم مزید بر علت شد تا این پست متولد بشه .. یه دو بیتی از زنده یاد استاد قیصر امین پور درباره باران .. و بعدش هم یه دو بیتی دیگه دوباره از ایشون


(ترانه بارانی (1) - از کتاب دستور زبان عشق)
سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای
آهسته می تراود ازا ین غم بهانه ای
باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست
دارم هوای گریه خدایا بهانه ای!


... باران که می بارد


(حرمت درد - از کتاب دستور زبان عشق)
درد تو به جان خریدم و دم نزدم
درمان تو را ندیدم و دم نزدم
از حرمت درد تو ننالیدم هیچ
آهسته لبی گزیدم و دم نزدم


یا علی